تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

471

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نجبا داشته‌اند تا ايشان را از آن راه رام سازند . بالا بردن عنوانها « 1 » و اعطاى مناصب « 2 » دربارى و خلعت بخشيدن و نظاير آن كه شبيه اعطاى نشان در ميان ما بوده است « 3 » ، در ميان قومى مانند ايرانيان تأثير زيادى داشته است . در اينجا بايد گفت كه در زمان ساسانيان نيز مانند هخامنشيان فرزندان نجبا در خود دربار زيرنظر يكى از صاحب‌منصبان بسيار بزرگ راه و رسم نجبا و اشراف را ياد مىگرفتند ( رجوع شود به فصل نهم در سلطنت شهربراز و كارنامك صفحات 39 و 62 ) . اگر ما كتابى در اين باب نظير آنچه در لاتين است ( natitia dignitatum - شناخت مناصب و مقامات ) در درست مىداشتيم مىتوانستيم دربارهء اوضاع ساسانيان به ديدهء ديگرى بنگريم . ما نام ايرانى بسيارى از مناصب و مقامات ايران ساسانى را مىشناسيم و بيشتر اين مناصب و مقامات را از راه معانى اين نامها مىتوانيم تعيين كنيم ؛ امّا چگونگى ارتباط و نسبت اين مقامات را با يكديگر نمىتوانيم از روى آن استخراج

--> ( 1 ) - ظاهرا يكى از امتيازات خاص در عناوين اين بوده است كه كسى اجازه داشته باشد نامى بر خود بگذارد كه مركّب باشد از تهم و نام پادشاه عصر . كلمهء تهم به معنى قوى است . در زمان يزدگرد دوم شخصى به نام تهم يزدگرد بوده است ( موزينگر ، مونومانتا سيرياكا ج 2 ص 68 ) و در زمان شاپور دوم شخصى به نام نرسى تم‌شابور بوده است ( كارنامهء شهدا ج 1 ص 122 ) و نيز بعدها شخصى به نام شابور تم‌شابور بوده است ( همان مأخذ ص 129 و 197 ) و اين شخص با تم‌ساپور مذكور در آميان يكى است . در زمان خسرو اوّل شخصى به نام تم‌خسرون ( يوحناى افسوسى ص 403 ) بوده است كه همان تم‌خسرو مذكور در ثئوفيلاكتوس ( 12 / 3 و 18 / 15 ) و تن‌خسرو مذكور در مناندر پروتكتور ( 40 و 50 و 53 و 60 و 61 ) و تم‌خسروئس مذكور در اوياگاريو ( 20 / 5 ) است . اين نام اخير در زمان هرمزد چهارم نيز ديده مىشود . تلفظ واقعى اين صورتهاى مختلف از همان كتاب موزينگر معلوم مىشود . به‌هرحال اين نامها شايسته‌تر از نامهاى دورهء جديد صفوى است از قبيل عباس قلى ( بندهء عباس ، پادشاه معاصر او ) . ( 2 ) - رجوع شود به فصل سلطنت انوشروان . ( 3 ) - رجوع شود مثلا به آميان ( 6 ، 5 / 18 ) ؛ پركپ ( جنگ ايرانيان 17 و 1 ) ؛ اليزئوس ( ص 227 ) ؛ دولوريه ( گاه‌شمارى ارمنى 217 ) . نظير آن را در زمان هخامنشيان مىتوان يافت و در زمان ما ( از سال 1879 ) نيز ديده مىشود ( مثلا رجوع شود به سفرنامهء دوم موريه آغاز فصل بيستم ) .